سودا در اردیبهشت 93
سلام عزیز دل مامان نمی دونی چقدر شیرین زبون شدی عزیزم. کلی حرف می زنی و کلمات جدید می گی. دیروز با هم رفته بودیم باغ روی پله نشسته بودی یه دفعه گفتی مامان کثیف و شروع کردی به تمیز کردن لباسات. من قربون شیرینی زبونی هات بشم عسلم. این چند هفته هوا خیلی خوب بوده و با هم بیرون زیاد رفتیم. چند تا عکس که تو باغ پونه ازت گرفتم رو برات می زارم خوشگل من. فدات بشم. اینجا بهت گفتم برو بشین و رفتی لبه باغچه نشستی. سودا به همراه امین جون. دخمل نازم به همراه عسل در حال خوردن شیرینی با امین کلی توپ بازی کردی عزیزم ...
نویسنده :
neda
14:48




