سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

eshgham,sevda

سودا در اردیبهشت 93

سلام عزیز دل مامان نمی دونی چقدر شیرین زبون شدی عزیزم. کلی حرف می زنی و کلمات جدید می گی. دیروز با هم رفته بودیم باغ روی پله نشسته بودی یه دفعه گفتی مامان کثیف و شروع کردی به تمیز کردن لباسات. من قربون شیرینی زبونی هات بشم عسلم. این چند هفته هوا خیلی خوب بوده و با هم بیرون زیاد رفتیم. چند تا عکس که تو باغ پونه ازت گرفتم رو برات می زارم خوشگل من.     فدات بشم. اینجا بهت گفتم برو بشین و رفتی لبه باغچه نشستی.     سودا به همراه امین جون.     دخمل نازم به همراه عسل در حال خوردن شیرینی     با امین کلی توپ بازی کردی عزیزم     ...
27 ارديبهشت 1393

صحبت کردن سودا

سلام عزیز دل مامان. تو دختر ناز من کلی بزرگ شدی و یه عالمه جمله های کامل می گی. دو جمله ای که مامان عاشق اون است: مامان دوست دارم. بابا دوست دارم. خیلی شیرین زبونی می کنی. برای خودت آهنگ می خونی. شعر می خونی. دائم هم در حال حرف زدنی. و البته که یک هفته ای هست که مامان رو برای غذا خوردن خیلی خیلی اذیت می کنی. دیروز غذاتو بالا آوردی و مامان هم شما رو کلی دعوا کرد و هم یک دل پر از دست شما گریه کرد. همش دعا می کنم که این همه بد خوراکی نکنی ولی متاسفانه هر روز بدتر می شی. به زور باید بهت غذا بدم. حتی غذا رو جلوی خودت هم که می زارم نمی خوری. به همین خاطر نمی تونم مهد هم شما رو بزارم و از اینکه مامان زری داره برای نگه  داشتن شما ای...
21 ارديبهشت 1393

سودا در فروردین 93

عشق مامان سلام. خدا رو صد هزار بار شکر که خوب شدی و دوباره شدی شیطون بلای خودم. تو سال جدید خیلی کم ازت عکس گرفتم. گزیده ای از عکسها رو برات می زارم. فدای دخمل نازم بشم.     عسل مامان     سودا در حال قطره ریختن در بینی حسن آقا.           عشق مامان با بابا رضا و عمو سجادش.       جیگر مامان و تسنیم جون. (شما اسم تسنیم رو می تونی بگی).     جیگر مامان کنار پلنگ کوچولوش.       این اسباب بازی رو برات از پدیده خریدیم و شما همه کاربرداش رو یاد داری.     ...
1 ارديبهشت 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد